خودآگاهی یا خودشناسی، اولین و مهم ترین مرحله از شناخت فردی محسوب می‌شود. زمانی که فرد از یک سری ویژگی های اخلاقی خود مطلع باشد، بهتر می‌تواند بخشی از هیجانات منفی مانند اضطراب و نگرانی و گاهی استرس های بیجا را از خود دور کند و به یک سلامت روانی و جسمی دست پیدا کند.

برای آنکه بفهمیم چگونه می‌توانیم به خودآگاهی برسیم، ابتدا باید بدانیم خودآگاهی چیست؟ خودشناسی چه کمکی به ما می‌کند؟ چقدر درباره خود شناخت داریم؟ در ادامه این مقاله با میلوژی همراه باشید.
خودآگاهی

خودآگاهی یا خودشناسی چیست؟

خودآگاهی درک و دانشی است که هر فرد از خودش دارد. این درک و دانش شامل آگاهی از افکار، احساسات، ارزش ها، عقاید، علایق، نیازها و اهداف می‌باشد. انسان در طول زندگی خود با دوراهی های فراوانی رو به رو می‌شود و باید دست به انتخاب بزند.

اگر فرد علایق و استعدادها و به طور کلی خودش را شناخته باشد، بهتر می‌تواند دست به انتخاب زده و به سمت راهی که عاقلانه تر است حرکت کند. چه بسیار هستند افرادی که از انتخاب خودشان در گذشته پشیمان هستند و این تنها به دلیل عدم درک و شناخت مناسب از خود می‌باشد.

خودآگاهی

خودآگاهی انواع گوناگی دارد:

  • خود واقعی: درونی ترین قسمت از وجود هر فرد که خود واقعی تلقی می‌شود که گمان می‌کنیم آن را می‌شناسیم اما اشخاص محدودی نسبت به آن آگاهی دارند.
  • خود اجتماعی: تصویری که شخص از جایگاه اجتماعی خودش دارد.
  • خود فیزیکی: نگاهی که هر فرد از ظاهر فیزیکی خود دارد.
  • خود معنوی: تصور فرد از اعتقاداتی که دارد و به زندگی و ایمانش معنا می‌دهد.
  • خود آرمانی: جزئی از خود ما که در آینده می‌خواهیم به آن دست پیدا کنیم.
  • خود جنسیتی: درکی که هر انسانی از هویت و خواسته های خود دارد.
  • خود تاریک: قسمتی از خود که اسرار ما را نگه می‌دارد، زیرا تمایلی نداریم کسی بداند.

هدف از خودآگاهی

هر کسی در زندگی هدف هایی را تعیین می‌کند. زمانی که به دانشگاه می‌رویم یا در شرکتی مشغول به کار می‌شویم، قطعا هدف و برنامه ریزی ویژه ای در ذهن ما وجود دارد.

بعضی از اهداف کوتاه مدت هستند. مانند اینکه ما کار می کنیم تا حقوقی داشته باشیم و با آن زندگی خود را سپری کنیم.

گاهی نیز اهداف به صورت میان مدت هستند. مثلا وقتی به کار خاصی مشغول هستیم و هدف ما از آن کار کسب مهارت بیشتر در رسیدن به یک جایگاه شغلی بالاتر است.

دسته آخر اهداف بلند مدت هستند. به طور مثال فردی در یک جایگاه شغلی قرار می‌گیرد که بتواند از مزایای آن در زمان بازنشستگی استفاده کند؛ این فرد لازم است که برای رسیدن به این هدف بیست الی سی سال تلاش کند و اهداف کوتاه مدت و میان مدت را هم پشت سر بگذراند.

دستیابی به خودآگاهی و شکوفا شدن استعداد های افراد، مستلزم داشتن برنامه ریزی، هدف در زندگی و همچنین آگاهی داشتن از این اهداف است.

خودآگاهی

چگونه به خودآگاهی برسیم

برای رسیدن به خودآگاهی و تقویت این مهارت راهکار های زیادی وجود دارد. در ادامه به شش گام که به وسیله آن می‌توان به خودآگاهی رسید اشاره می‌کنیم.

گام نخست: خصوصیات خود را بنویسید

از مواردی که باعث می‌شود خودمان را بهتر بشناسیم، نقاط قوت و ضعف خود را یادداشت کنیم. با این کار توانایی ها و ضعف های ما در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند و بسیاری از مشکلات را می‌توان تجزیه کرد و برای رفع آن راه حل ارائه داد.

گام دوم: شناسایی رفتارها

وقتی که به نوشتن رفتارهای خود می‌پردازیم، در می‌یابیم که یک سری از عادات اخلاقی مثبت و منفی ما به صورت روزانه و پی در پی در حال تکرار هستند. آگاهی عادت ها و رفتار ها و شناسایی این موارد، باعث می‌شود که موارد مثبت را در خود تقویت و موارد منفی را اصلاح کنیم.

خودآگاهی

گام سوم: انجام تست و آزمون های روانشناسی

برای اینکه بتوانیم بیشتر از ویژگی های شخصیتی‌مان آگاهی داشته باشیم، می‌توانیم از تست ها و آزمون های روانشناسی استفاده کنیم. از معروف ترین آن ها، تست MBTI و تست پنج عامل شخصیتی و همینطور تست دیسک می‌باشد.

در حقیقت این آزمون ها، ویژگی های شخصیتی و رفتاری ما را بیان می‌کند که براساس آن بهتر می‌توانیم خود را بشناسیم.

گام چهارم: گفتگو با دوستان

ممکن است ما از نحوه برخورد و رفتارمان با دیگران آگاهی کاملی نداشته باشیم اما اگر می‌خواهیم نظر حقیقی‌شان را راجع به رفتارمان بدانیم، بایستی حس اعتماد و اطمینان را در گفت و گو ایجاد کنیم که در مقابل نقدشان جبهه گیری نخواهیم کرد.

خودآگاهی

گام پنجم: استفاده از مدیتیشن

مدیتیشن یا مراقبه، در برقراری ثبات و تمرکز ذهنی و افزایش خودآگاهی تاثیر مثبتی دارد. مراقبه با عمل دم و بازدم و در محیطی آرام انجام می‌گیرد.

شیوه های گوناگونی برای مدیتیشن وجود دارد؛ یکی از این شیوه ها انجام کارهایی است که احساس آرامش را در ما به وجود می‌آورد. به طور مثال فعالیت هایی مثل طراحی، نوشتن، همینطور شنیدن یک موسیقی آرام یا رفتن به موزه های هنری، بازدید از گلخانه و گل ها را در این راستا می‌توانید انجام دهید.

گام ششم: خود و دیگران را بپذیریم

از مهمترین مولفه ها در خودآگاهی پذیرش خود می‌باشد. این بدین معنا است که شخص خودش را با تمام ویژگی های مثبت و منفی که دارد بپذیرد و دوست داشته باشد.

معنای پذیرش در واقع به این موضوع اشاره دارد که فرد ممکن است در هر مرحله از زندگی یا کار خود اشتباه کند و یا وظیفه ای که دارد، نتواند به درستی انجام دهد. این موضوع شاید ناراحتی از خودمان را در پی داشته باشد اما باید به این نکته توجه کرد که نمی‌شود همه افراد را از خود راضی نگه داریم و مدام بخاطر دیگران، خودمان را آزار دهیم. زیرا این سرزنش ها باعث دوری از خود واقعی مان می‌شود.

مورد دیگر این است که در‌ کنار پذیرش خود، دیگران را نیز دوست داشته باشیم و آنها را همانطور که هستند بپذیریم چرا که هیچ دو انسانی دقیقا شبیه به هم نیستند.

حتی دو خواهر یا برادر ممکن است با هم از هر نظری تفاوت داشته باشند و در دنیا هم نمی‌توانید دو آدم را پیدا کنید که کاملا مثل هم باشند. بنابراین با وجود همه تمایزها، باید با دیگران کنار بیاییم تا زندگی راحت تری داشته باشیم.

در نهایت اشخاصی که خودآگاه هستند، قطعا خودشان را می‌شناسند. آن‌ها به این درک رسیده اند که چه هستند، چه چیزی می‌خواهند و چرا به این شکل عمل می‌کنند. با افزایش خودآگاهی می‌توانیم بهترین زندگی ممکن را برای خودمان بسازیم.

 

 

 

 

What's your reaction?
نمایش دیدگاه هاپنهان کردن دیدگاه ها

نظر دهید