حتما تا به امروز واژه هاي سينگل تسك (single-task) و مولتي تسك (multi-task) به گوشتان خورده است! اين دو واژه در دنياي گجت ها و ابزارهاي الكترونيكي بيشتر به كار مي رود اما امروزه در دنياي انسان ها نيز كاربرد مخصوص به خود را دارد.

اما سوال اصلي اينجاست كه مولتي تسك (چند پتانسيلي) بودن براي ما بهتر است يا سينگل تسك (تك پتانسيلي) بودن؟ مسئله اين است!
از طرفي ديگر با توجه به اين دو اصطلاح بيان شده اين گونه از خودتان بپرسيد كه شما كدام يك را ترجيح داده و جزو كدام دسته ايد؟ اصلا تا به حال به اين مسئله فكر كرده ايد كه با توجه به تيپ شخصيتي شما كدام يك كارايي بيشتري دارد؟

ابتدا بيايد به اين پرسش كه سينگل تسك بودن و مولتي تسك بودن يعني چه، پاسخ دهيم! به زباني ساده تر اگر بخواهيم اين دو مقوله را تعريف كنيم؛ مولتي تسك بدين معناست كه شما چندين كار مختلف را بصورت همزمان دنبال مي كنيد و سينگل تسك در واقع بر روي يك موضوع خاص تمركز داشته و آن كار را انجام مي دهد. بسياري از افراد چندين وظيفه را انجام مي دهند و فعاليت هاي متنوعي را دنبال مي كنند و در كنار آن خيلي از افراد نيز در يك حوزه ورود پيدا كرده و تمركز خود را بر روي آن مي گذارند به طوري كه اكثرا تخصص در آن موضوع مشخص نيز دارند.

با توجه به تست هاي شخصيت شناسي و تيپ منحصر به هر فرد مي توانيم بهتر اين موضوع را بررسي كنيم به گونه اي كه گفته مي شود عموما در افراد برونگرا ميل به انجام چندين فعاليت به صورت همزمان و مشترك وجود داشته اما در مقابل افراد درونگرا عموما دوست دارند كه بر روي يك فعاليت مشخص تمركز خود را بگذارند.

اما دوباره به سوال اولمان باز مي گرديم كه كدام يك بهتر است؟ اينكه يك مولتي تسكر باشيد يا سينگل تسكر؟ در واقع بحث بر سر اين موضوع بسيار مي باشد، به طوري كه عده اي مي گويند افرادي كه سينگل تسك يا تك پتانسيلي هستند پذيراي ريسك بالايي هستند چرا كه اگر روزي حرفه يا تخصصي كه به آن مشغول بوده اند از بين برود و يا بازار به آن توجه زيادي نكند، دچار سردرگمي و آشفتگي خواهند شد و جدا از اين موارد درگيرهاي ذهني و شغلي خاص خود را پيدا مي كنند.

در اين طرف ديگر قضيه عده اي نيز معتقدند كه مولتي تسك يا چند پتانسيلي بودن افراد باعث كارايي آن ها به مرور زمان مي شود چرا كه مدام از شاخه اي به شاخه اي ديگر رفته و تمركز بر روي يك رشته يا فعاليت خاص ندارند و بعضا به دليل چند وظيفه اي بودن دچار كاهش تمركز، افزايش استرس و زوال زودرس ذهني مي شوند.

در ادامه برخي از مزايا و معايب هر دو گروه را بررسي كرده تا به راحتي بتوانيد موضع خود را مشخص كرده و قدم در مسير شغلی و فکری مناسب خود برداريد و یا اگر یک کارفرما هستید بتوانید با درک بهتری نیروهای سازمان و زیرمجموعه خود را انتخاب و گزینش کنید.

مولتی تسک و سینگل تسک

مزايا و معايب سينگل تسك

در حالت کلی می توانیم مزيت هاي ذکر شده را برای سينگل تسك بودن در نظر بگیریم:
• انرژي و توان شما را در انجام يك کار و فعالیت حفظ مي كند.
• باعث افزایش تعهد نسبت به کاری که انجام می دهید، می شود.
• نظم بیشتر و بهتری در فعالیت ها مشاهده می شود.
• باعث تقویت و بهبود تمرکز می گردد.
• توجه شما را در برابر انحرافات ذهنی تقویت می کند.
• باعث مستحکم تر شدن ارتباطات و خوشحالی درونی شما می شود.

در این طرف دیگر قضیه می توان اشاره کرد که عده ای معايب سينگل تسك بودن را به دليل سادگي آن در عدم پردازش موازي و همزمان چندین فعالیت مي دانند. چرا كه اگر زمانی فرا برسد که ديگر نيازي به حرفه و تخصص مورد نظر ما نباشد، دچار سردرگمی و مشكلات عمده اي خواهيم شد. همچنین برای عده ای از افراد يكنواختي يك فعالیت باعث خستگی و کاهش رغبت به انجام آن کار می شود.

مزايا و معايب مولتي تسك

در حالت کلی می توانیم مزيت هاي ذکر شده را برای مولتی تسك بودن در نظر بگیریم:
• باعث افزایش تولید و خدمات شما می گردد.
• در زمان و هزینه شما صرفه جویی می شود.
• این امکان را به شما می دهد که خارج از چارچوب فکر کنید.
• مانع از تعلل و تعلیق شده و پویایی شما حفظ می شود.

اما در كنار اين مزايا عده اي نیز از معایب مولتی تسک بودن گفته اند که باعث كاهش تمركز و توجه فرد شده و از همه مهمتر زوال زودرس عقل را در پی دارد، به این دلیل که بمرور زمان انجام چندین فعالیت به طور موازی ذهن را خسته كرده و در صورت عدم كنترل بر روي وظایف و منابع تحت نظر، هورمون استرس به دلیل بالا رفتن سطح كورتيزول بدن افزایش می یابد كه مي تواند باعث آسيب جدي به مغز انسان در بلندمدت شود.

امروزه مطالعات و تحقیقات فراواني انجام شده است که از برتري سينگل تسك (single-task) نسبت به مولتي تسك (multi-task) گفته اند و تاکید بر این موضوع دارند که اگر یک فرد توان و انرژی خود را بر روی یک کار بصورت عمقی و متمرکز بگذارد بازدهی بیشتر و بهتری خواهد داشت.

اما در اين بين تعداد زیادی از افراد نیز مولتي تسك بودن را يك مزيت و افتخار مي دانند که باعث شگفت زده شدن اطرافیان می شود چرا که یک فرد کارهای متفاوت را به صورت همزمان انجام می دهد! اما آيا به راستي این یک مزیت است یا عیب؟ پس تکلیف اينكه گاهی اوقات ما می توانیم همزمان چندين كار متفاوت را جلو ببریم چیست؟

شما مولتي تسك نيستيد؛ شما سريال تسك هستيد!

حتما با خود می گویید مفهوم سریال تسک مشابه همان سینگل تسک بوده اما با یک بیان و تعریف جدیدتر! اما مسئله با آن چیزی که شما فکر می کنید کمی متفاوت است. سریال تسک (serial-task) از یک سری کارهای گسسته تشکیل شده است که به صورت پارتیشن بندی و پاره وقت انجام می شود.
دکتر جیم تیلور (Jim Taylor) تصور عموم افراد از مولتي تسك بودن را يك برداشت غلط دانسته و معتقد است كه كار مولتي تسك يا چند وظيفه اي به آن شكلي كه اغلب مردم فكر مي كنند، چندین کار را به یکباره انجام دادن نمی باشد و آنچه در واقع انجام می دهند وظیفه سریالي (serial tasking) است.
سريال تسك انتقال سريع از يك فعالیت به یک فعالیت ديگر مي باشد. بنابراين زمانی که شما خود را یک مولتی تسکر می دانید و به نوعی چند وظيفه اي (multitasking) هستيد، در واقع کارهای مختلف را به صورت سریالی و جزئی دنبال می کنید.
برای مثال زمانی که شما در حال نوشتن محتوای یک ایمیل هستید ممکن است پیامی برای شما به تلفن همراهتان ارسال شود که در این صورت اين كار را متوقف كرده و به خواندن متن مورد نظر در تلفن همراه تان می پردازید، سپس اين كار را نيز متوقف کرده و به يك تماس كاري پاسخ مي دهيد، بعد از آن به سراغ تماشای فیلم مورد علاقه خود می روید و به همين شكل این زنجیره ادامه پيدا مي كند.

بنابراین آیا یک فرد می تواند مولتي تسك باشد؟

بله! شما می توانید همزمان دو کار متفاوت را انجام دهید، اما مسئله اصلی در اینجاست که این کار و فعالیت مورد نظر فقط در زمان مشخص به خود انجام می شود و عملا شما فقط می توانید يك کار را در آن زمان معین انجام دهید، در این بین در هنگام انجام ديگر کارها قسمت های مختلف مغز نیز درگير مي شوند اما تمرکز بر روی هدف اصلی می باشد. مثلا می توانید در حین رانندگی کردن در ماشین خود به موسیقی نیز گوش دهید. .
در حالی که ما ادعا می کنیم می توانیم چندین کار را همزمان و به صورت موازی انجام دهیم حقيقت امر چيز ديگري است. این یک برداشت اشتباه از این مسئله است زیرا ذهن انسان فقط می تواند به طور مؤثر توجه و تمرکز خود را به یک وظیفه از همان نوع در یک زمان مشخص انجام دهد. بر فرض مثال مغز شما در هنگام نوشتن پیام متنی و همزمان صحبت کردن با تلفن همراه و یا تماشای یک فیلم ممكن است خیلی خوب عمل نکند يا حداقل نه به آن طور مؤثری كه انتظارش را داريد.

چند وظیفه ای اما با سرعت آهسته

تيم هارفورد (Tim Harford) نگاه ديگري به اين موضوع دارد و به نوعي معتقد است چندكاري با سرعت آهسته (slow-motion multitasking) مي تواند مفید و کاربردی باشد. او در يكي از سخنراني هاي تد تاك بيان كرده است كه “رمز خلاقيت در چندكاري با سرعت آهسته می باشد!” در واقع می توان گفت که این موضوع روشی قدرتمند برای آزادسازی خلاقیت درونی و انرژی شما که باعث می شود خارج از چارچوب فکر کنید (مانند زمانی که ارشمیدس با نگاه به جابجایی آب توانست مسئله ای که با آن درگیر بود را حل کند).
در واقع از تمامي اين بحث ها و موضوعات بیان شده می توان این گونه نتیجه گرفت که افراد با تمركز بر روي يك حوزه يا تخصص كارايي بیشتر و بالاتری خواهند داشت اما اين مسئله منافاتي با اين قضيه كه مي توان همزمان چندين كار را دنبال كرد به آن شكل ندارد (با توجه به تعاریف بیان شده) به شرط آن كه یک مولتي تسكر افراطی نباشيد! به این دلیل که ممكن است آسيب جدی به شما بزند و انرژی شما از بین برود.
پس این را به خاطر داشته باشید که هر زمان تصمیم گرفتید كاري را متوقف کنید و به سراغ كار ديگري برويد تمام تمركز و توجه خود را بر روي آن وظيفه قرار داده و از چندكاري با سرعت آهسته لذت ببريد، چرا كه باعث مي شود زماني كه كاري را به خوبي انجام دهيد بر روي كارهاي ديگر شما تاثير مثبتی بگذارد و انگیزه شما برای انجام دیگر کارها بیشتر شود.
يا هر زمانی که دیدید در یک موضوع یا پروژه به بن بست خورده اید و دچار چالش شده اید بلافاصله موقعیت خود را تغییر داده و به سراغ فعالیت دیگری بروید. از این فرصت برای انجام کارهای دیگر استفاده کنید و با فکر کردن خارج از چارچوب خلاقیت خود را نیز گسترش دهید.

کلام آخر؛ از انرژی خود بهینه استفاده کنید!

برای اینکه بتوانید استفاده بهینه از توان و انرژیتان در فعالیت ها داشته باشید و یا در سازمان ها با توجه به تیپ شخصیتی هر یک از زیرمجموعه ها و پرسنل ذیربط انتظارات به جا و مناسبی داشته باشید بهتر است که این فرصت را به خودتان و تمامی اطرافیان بدهید که با ترکیب کارهای مختلف به اهداف مدنظر برسید.
بدین منظور حتما لیستی از تمام فعالیت ها و کارهای خود تهیه کنید، از ابزارهای مدیریت پروژه استفاده کنید و تمام وظایف خود را ثبت کنید تا چیزی از قلم نیفتد. پس از آن قدم در مسیر گذاشته و به سمت اهدافتان حرکت کنید.

What's your reaction?
نمایش دیدگاه هاپنهان کردن دیدگاه ها

نظر دهید